تبلیغات
برای مهراد - فخر السادات...
نویسنده :مهراد .
تاریخ:پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391-10:00 ب.ظ

فخر السادات...



یاهو رو بالا پائین میکنم تا شاید کسی که می خواهم آنلاین باشد.اصلا فقط تو لیستم باشد.کسی فقط بتوانم یک حرف را صد بار گوش کند و برای بار صدم با حوصله جواب همیشگی اش را تکرار کند.نه اصلا هیچی نگوید.فقط گوش کند.صد بار هم نه،یک بار درک کند.یک بار بهم بگویید چه مرگم است؟عاشقم؟(دروغ چرا من حتی خودم را هم دوس ندارم چه رسد به عشق)مریضم؟دیوانه ام؟(اینکه خالت طبیعی مرا تشگیل می دهد).

نه نیست.

همه درگیر مشکلات خودشان اند، یکی درس دارد، یکی عاشق شده است، دیگری هم که آدم نیست.

***
این روزها تنها خاطره خوبی که سراغ دارم،لذت برخورد نسیم خنک به کله ام است.که آن هم به واسطه وز وزی بودن موهایم، چندان که تصور میکردم خوشایند جلوه نکرد.

شاید بهتر باشد تماسی با یک دوست قدیمی بگیرم.اولین دوست زندگی ام.این کارت را هم رو میکنم تا دیگر جای هیج بهانه ای را باقی نگذارم.

***

کسی فرشته نجاتم را بفرستد.رو به فروپاشی نهاده ام.

!!!photo by:SUCCUBUS