تبلیغات
برای مهراد - زنبور فاخته
نویسنده :Mr.Wolf
تاریخ:شنبه 3 تیر 1391-08:49 ب.ظ

زنبور فاخته

آقا بعد از چند هفته پر تنش خیر سرم و خبر مرگم امتحان ها تموم شد. از اونجایی که خیلی هم ما خودمونو به زحمت نمینداختیم و همچی درسی نمیخوندیم بشدت بیمناک نمرات و به احتمال قوی مشروتیت هایی کریه المنظر از نوع ناپلئونیش خواهیم بود.

برای کسی که خر زدن و خفه مردن خود با درس جز اصلی رشتش حساب میشه ، واضحه که بنده بین 400 - 500 نفر همرشته ای گرامی نخله ای بیش نیستم.

البته خودم زیاد ناراحت نیستما ... نه که فک کنین از این که با بکس رشته خودم نیستم ناراحتم ها! نه اصن !

به هر حال بکس با صفای آی تی که نمردن. عینه این زنبور های فاخته که میرن (( زارپ )) وسط کندوی زنبور عسل لنگر میندازن ، جف پا رفتم وسط بکس آی تی. البته در دفاع از خودم بگم 2 تا از رفقای فاب اونجا بودن که ماهم رفتیم ولی خب هر وخ دوستان و عزیزان همرشته ای بنده رو میبینن مطمئنا نظر چندان جالبی ندارن ( که البته اونم زیاد مهم نیست ).

از طرفی وقتی مدیر گروه محترم رشته رو زیارت میکنم که گاهی همچون غول غار نشین از سمتی به سمت دیگر محوطه هیکل ورزشکاری خود رو جا به جا میکنه ، با خودم میگم ، جل الخالق ، اگه این بنده خدا مارو به اسم و رسم و نمره بشناسه قبل تموم شدن تحصیلات ( مثلا ) عالی به دل و رودم سیم پیچ میسازه.

خلاصه اقا خلاصت کنم که خصلت بنده خالص و مخلص خدا به این رشته های خاص کلا نمی خوره.