تبلیغات
برای مهراد - احمد
نویسنده :مهراد .
تاریخ:دوشنبه 16 آبان 1390-12:25 ب.ظ

احمد

نمیدونم  باز چش شده این احمد. انگار تا دامنمو لکه دار نکنه بی خیال نمیشه.اینچور مواقع خیلی باید حواسمو جمع کنم.ذهنم مملو از ایده های جنسی  شده.

پاک فراموش کرده بودم.باید امروز پول کلاس گیتارمو میدارم.دادم  دم دا دالی دالی.

اه گمشو احمد.اصلا امروز رو شانس نیستم.شاید به خاطر چکیه که گوش اون بچه زدم.حقش بود.نمیدونم چرا تو مسیر دانشگاه اینقدر کنه هست.

_من که میگم یه بار جورشون کن.هم یه حالی کردی هم راحت میشی.

_خفه شو احمد.

من ترجیح میدم اگه قرار باشد  منو در حال آمیزش جنسی پیدا کنن این آمیزش  از طریق یک بوسه عاشقانه  باشد تا امیزش با کنه ای که هیچ امیدی به اتمام کار نباشد.

پاورقی:

همیشه احمد اینجوری نیست.