تبلیغات
برای مهراد - اوکی
نویسنده :Mr.Wolf
تاریخ:دوشنبه 13 شهریور 1391-12:58 ب.ظ

اوکی

دیدن تاحالا آدم یه کار که میکنه بعدش به شکر خوری در حد تیم ملی المپیک میفته و از اون لحظه به بعد به مدت چند ماه ( و حتی در بعضی مواقع چند سال ) هر وخ یادش میاد چه شکرها خورده آرزو میکنه که کاش اون روز دهنتون جر میخور، پاتون قلم میشد و یا دستون میشکس که همچی حرکتی نمیکردین ؟ خب ... تمام زندگی من همین بوده. زندگیم یا نرمال بوده یا بد، خوب نبوده. راستش از هیچی من خوشحال نمیشم ینی مثل بگم اگه الان بیان بگن ها ترم پیشت از مشروطی در اومده، تنها واکنشم شکر خدا خواهد بود. جان شما دست خودم نیستا یا جوری نیس که بگم خودم میخوام اینجوری باشم.

دیشب یاده یکی از چندین شکر خواری عمر خودم افتادم و به این نتیجه رسیدم کاش اون روز میمردم که همچی غلطی نمیکردم. آره در همین حد. . .

غمی ندارم ولی خب از اون ور شادی هم ندارم. میشه به قول دوستان گف اوکی ام. هیچی کم ندارم از زندگی به حمد الله و مشکل خانوادگی نیس. خدا رو شکر میکنیم قبل اینکه همین " اوکی" رو ازمون بگیره و ندا برسه برو بمیر گرگ وامونده . . .