تبلیغات
برای مهراد - انتر
نویسنده :مهراد .
تاریخ:سه شنبه 1 آذر 1390-11:51 ق.ظ

انتر

امروز روز خوبی بود.مدت ها بود که این حس نداشتم.احساس اینکه میتونم کارای تازه انجام بدم.احساس میکردم میتوانم جلوی معلم ریاضیات بایستم و انگشت وسطم را به تمام اطلاعات و اعتقاداتش  نشانه بروم.جلسه اول کلاس network+ خیلی کسل کننده بود.اما این بار خیلی لذت بردم.مدت ها بود که میخواستم بدونم چطور برای کابل های شبکه سوکت میزنن.امروز آموزش دادن.وقتی همه نشسته بودن و تماشا میکردن،من خودم دست به کار شدم و یه دونه زدم.به این فکر افتادم که هر روز کابل تلفن و شبکه خونه را قطع کنم و هی سوکت بزنم،بابت هر دفعه هم از پدرم دست مزد بگیرم.حس خوبی بود.چقدر من پفیوضم.

یه زمانی از تنکو لذت میبردم.امروز پشت فرمون به این فکر میکردم که چقدر زود تغییر کردم.

***

نمیدانم چرا وقتی دارم با ری... حرف میزنم همّش از کنار ما با اخم رد میشه؟ قول داده بودیم که خودمونو ثابت کنیم نه اینکه به استراتژی همدیگه برینیم.دلیل نمیشه چون اونم مثل من دوسش داره زیر قولش بزنه.انتر.

***

به قول یه بنده خدایی آدمیزاد یا زر نزنه یا اگه میزنه بهش عمل کنه.شاید بهتر باشه دوباره به شعارهام عمل کنم.کون لق همه.اصلا به من چه که آرش میخواد چیکار کنه؟به من چه؟اعصاب واسم نمیذاره.گاهی اوقات بی تفاوتی لازمه.یا اینکه اصلا چرا همش باید به همه بفهمونم که من گیتار میزنم یا چی دوست دارم؟