تبلیغات
برای مهراد - زندگی
نویسنده :3pr A
تاریخ:چهارشنبه 28 دی 1390-11:12 ق.ظ

زندگی


زندگی واقعا چیه ؟ زنده بودن چیه ؟ فرق زنده با مرده چیه ؟
همش توی حسیه که تو ادمه . حس کنی وجود خودتو ... لمس کنی وجود بقیه رو...
وقتی صبح بلند میشی به لحظه دوباره زنده شدنت از مرگ کوتاه مدت فکر کنی. به
خوابی که دیدی فکر کنی. زنده بودنت رو حس کنی...
وقتی تو خیابون هستی ... تو دشت، تو صحرا یا مرداب... تلاطم ادم ها با موج اروم
چمنزار ها یا شن های روان و ابهای ساکن مرداب برات فرق کنن.
تکون میخورن... همه شون تکون میخورن ولی یکی رقص شمشیره و دیگری رقص
شادی. یکی تکون میخوره تا زنده بمونه و یکیچون مرده تکون میخوره. زنده بودن
به توانایی برای حرکت خلاصه نمیشه، به بودن هم خلاصه نمیشه.      
همینطور که نشستی چشماتو میبندی و یه لحظه با دقت به جهان گوش میدی، یه لحظه
فکرت به جایی مثل قطب اگر بیوفته یا جنگل های گرمسیری و فقط یه لحظه اگه به
این فکر کنی که اونجا اگه باشی چه حسی داری متوجه میشی که گاهی بین این دیوارها
زیادی زندونی چارچوب های فکرت بودی.
انقدر زندگی نکردی که زندگی کردنت یادت رفته، زنده بودنت یادت رفته، سالم بودنت
یادت رفته. اینا به جهنم، بودنت یادت رفته. همش دنبال آیندتی که حالا رو داری هدر
میدی.
غذا میخوری که گشنه نباشی ، اب میخوری که تشنه نباشی. این زندگیه ؟ فرق حیات
یه گیاه با ما چیه؟ گیاه حیات مارو میتونه زیبا کنه با اینکه حیات خودش برای خودش
معنی به جز زنده بودن نمیده ، حالا فک کن کسی حیاتت رو زیبا کنه که حیاتش برای
خودش و تو زیباس. بودنش معرکه اس ، معجزه اس.
گاهی ماهها انقد معجزه دیدم که خیلی کم بهشون اهمیت میدیم ، تا اگه واقعا ببینیمشون.
یکم فک کنیم.
همه چیز بدن نیس. همه چیز آینده و گذشته نیس. زندگی یه ترازو با صفحه های
فراوانه. همچی باید باهم دیگه برابر باشند.
باید بدن و روح یکی باشن. نه توی یک صفحه . بلکه هر کدوم تو یک صفحه...